بر این همه زیبایی پا مگذار
لبه های ظریف گلبرگهای هستی
بر تمام زمین فرش است
----------------------------------------
شعله ها
گرمای داغند از تن درخت
حسرت سال ها دست بر آوردن به آسمان
----------------------------------------
شب از تو شاعره می سازد
و شعر
از تو نرمی می آفریند
تا بغلطی در درزهای ظریف روان
و مرحم نهی بر خراش های ناپیدای دل
از نادیدنی های غفلت آدمی
-------------------------------------
شعف ساخته ی حس چرخش و پرواز است
آنگاه که مرا بی زنجیر تن
در فضای لایتناهی می چرخانی
هیچ چیز
به هیچ بهانه ای
غمم نخواهد بخشید