پرده ی سفیدم
منظره ات را تار کرده است
گاه گاهی از کنارش تو را می بینم
چقدر شجاعی
اتاقت نورانی ست
پنجره ات عریان است
و شیشه هایش
پاک پاک
دست هایت را گشوده ای
و
لبخند می زنی
آسمان مال توست
ابرها
پرنده ها
سرشاخه های درخت
وتمام پشت بام های شهر
خوش به حالت
تا ته دنیا را می بینی
ومن
از گوشه ی پرده ی سفیدم
تنها تو را ...
نشست" کانون فرهنگی زنان ناشر " و گروه ادبی "آینه " بر گزار شد .
بحث داغی بود . حرف های زیادی شنیدیم : سئوال - دلیل - نقد - راه حل . کسانی را می دیدی که نت برداری می کردند . نکته های قابل توجهی کشف شد. فجایع تاسف باری باز شد و امید های درخشانی سر بر کرد . عجب جلسه ی خوبی بود ! جای شما خالی . من یک ماشین خاک گرفته را می دیدم که داشتیم با هم می شستیم . اگر شما هم بیایید می توانیم راهش بیاندازیم .
قرار است باز هم از این جلسه ها بگذاریم . شما هم اگر سئوال و نظری دارید بگویید ،آن هم می تواند نکته ی جدیدی باشد که در باره ا ش بحث کنیم .
چرا بعد ؟همین الان نظر دهید : درباره ی اثر ها و صاحب اثر ها - ناشران - پخش و توزیع کتاب - نوع مخاطبان - نگرش و نیاز و ظرفیت جامعه - جایگاه کتاب و چیز های دیگر ...
بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در راه است . بیایید جای حرف هایمان را در این نمایشگاه باز کنیم.
" احمد رضا دریایی" روزنامه نگار با سابقه درگذشت .
این خبر را دوست و همکار ناشناسم ا ز وبلاگ " گل گندم " برایم فرستاد. به آنی ۱۶ سال عقب رفتم و خودم را دیدم که روبرویش آنطرف میز سر دبیری هفته نامه ی " آینه " نشسته ام و حالا همه چیز همانطور یخ زده مانده است .
فراموشش نکردم و نخواهم کرد. پس از چهل و چهار سال فعالیت مطبوعاتی در نشریه های فردوسی -روزنامه اطلاعات -هدف -آینه و روزنامه همشهری در سن ۶۷ سالگی در آگهی ترحیم خوانده شد .
روحش شاد .
" کانون فرهنگی زنان ناشر " و گروه ادبی "آینه "
"کانون فرهنگی زنان ناشر "و گروه ادبی " آینه " روز یکشنبه ۲۵ فروردین ساعت ۱۷ در دفتر انتشارات مهیستان نشست مشترک خواهند داشت .
ورود عموم در این نشست آزاد است . این نشست فرصت مغتنمی است برای آشنایی بیشتر ناشران ، صاحبان اثر و علاقمندان با یکدیگر .
نشانی : تهران - خیابان شریعتی - سه راه طالقانی - روبروی سینما صحرا - کوچه نقدی - پلاک ۱۲ طبقه اول
احمد بن فاتک گوید : " عید نوروز همراه حلاج در نهاوند بودیم . آواز بوق عید را شنیدیم . حلاج گفت : این چه آوازی است ؟ گفتم عید نوروز است . حلاج آهی کشید و گفت : نوروز ما کی خواهد رسید ؟ گفتم : چه روزی مورد نظر توست ؟ گفت : روزی که بر دار روم . "
... سر انجام سر بلند او فرو افتاد ، قامت نحیفش را در حصیری پیچیدند ، بر آن نفت ریختندو به آتش کشیدند و خاکسترش را از فراز مناره ای در دجله پاشیدند ... و این ، در بامداد نوروز سال ۳۰۱ هجری شمسی ( ۲۴ ذیقعده ۳۰۹ هجری قمری ) بود .
بوسه می زنم بر شاخه هایت
که مرده اند
از سالی که نبودم
هنگام عبور تبر
بر قامت امیدوارت
بوسه می زنم
شاید بدانی که سبزی
در اندامم
و بامن
جوانه می زنی
در طراوت نگاهم
در شکوفه های مهر
و لرزش شاخه های دلم
از نسیم مست بهار
من
دانه می کارم در سینه ها
تا
جنگل عشق غوغا کند
در جشن شور انگیز
همیشه بهار
سال بهتری برای نویسندگان و شاعران گمنام
انتشارات " مهیستان " در نظر دارد مجموعه هایی از آثار نویسندگان ( داستان کوتاه ) و شاعران گمنام را به چاپ رساند.
"مهیستان " امیدوار است این حرکت اقدامی موثر برای معرفی استعداد های ناشناخته و قضاوت خوانندگان در این باره باشد.
علاقمندان می توانند با معرفی آثار خود از طریق این وبلاگ یا پست الکترونیک ( همراه نشانی ارتباط ) امکان حضو ر اثرشان را در این مجموعه ها فراهم نمایند و یا آن ها را به نشانی پستی زیر ارسال کنند:
تهران ـ صندوق پستی ۳۷۹ـ۱۵۷۴۵